دیر است...
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:24
ما دوباره به آبادی برگشتیم...دیر فهمیدیمرفتن همه چیز را خراب کرده بود.
محرم امسال:/
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:14
امسال, اولین سالی هست ک به طور کامل محرم رو نمیتونم برم شهر خودمون و باید اینجا بمونم چون هرکاری کردم بهم مرخصی ندادن و موندگار شدم اینجا هر سال محرم هر جوری بود کم کمش دیگ تو هفتم اینا خودمو میرسوندم ولی امسال, نشد اینجا نه حال و هواش هست نه حسش ...هیچ و امسال, احتمالا اولین سالیه ک موکب ما دایر نم...
خاطرهای بیدار
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:14
یکی از چیزهایی که هیچ وقت نمیمیرند اهنگ ها هستند که باهاشدن خاطره داریم و از خوشون بیشتر خاطرهاشونه #سیاوش#فصل_پاییزی#در_راه_اروند
این روزهای اورژانس...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:14
کیس سقوط از ارتفاع ۱۵ متریht و MT و نموتوراکس دو طرفه و کانتیوژن و پنموسفالی دو تا شکستگی باز با خون ریزی فعال و شکستگی هر دو لگن بعد میگه این چرا اکسپایر شدهوعده دیدار ما روزی ک از ارتفاع ۱۵ متری سقوط کنی در حال سقط به ی جسم سخت بخوری ...والا با این نوناشون
خسته شدم
-
تاریخ: 1398/4/12 ساعت: 3:44
کاش بتونیم مث ادم زندگی کنیم خدایی زندگی کردنم بلد نیستیمهمش درگیر چیزای بی اهمیت و بی مصرفیم نمیتونیم ولشونم کنیم:/
گذشت ایام
-
تاریخ: 1398/4/12 ساعت: 3:44
خب امشب یکم اوضاعم بهتر گفتم بیام بنویسم دلم خیلی تنگ شده بود برای نوشتناین چن وقت خیلی درگیر بودم نصفیش درگیر شادی از کارای تموم شدن دانشگاه اینا نصفشم تو دل سردی از این ک با خودم گفتم این روزای خوبم
پریدن...
-
تاریخ: 1398/4/12 ساعت: 3:44
وقتی پریدن ترسناکه،دقیقا همون موقعست که باید پرید،در غیر این صورت...تمام عمرت رو درجا زدی .
گاهی لازم است از روز مرگی ها فراتر رفت...
-
تاریخ: 1398/4/12 ساعت: 3:44
لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنیببینی باز هم میخواهی به آن خانه برگردی یا نه؟لازم است گاهی از مسجد، کلیسا بیرون بیایی و ببینیپشت سر اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟لازم است گاهی از ساخ
ادما
-
تاریخ: 1398/4/12 ساعت: 3:44
آدما...تا وقتی همدیگرو دارن نمیفهمنوقتی همو از دست دادن تازه یادشون میادی چیزی کمه ...تاز یاد میگیرن دلتنگ بشن...تازه یاد میگیرن قدر بدونن...ولی بعضی وقتا خیلی دیره ... خیلی
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 15:29
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ساده بیایی پایین قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمن
شاخه را محکم گرفتن این زمان بی فایده است
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 15:29
شاخه را محکم گرفتن این زمان بی فایده است برگ می ریزد، ستیزش با خزان بی فایده است باز می پرسی چه شد که عاشق جبرت شدم در دل طوفان که باشی بادبان بی فایده است بال وقتی بشکند از
شروع
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 22:15
از امروز استارت ارشد و میزنم خدایا ب امید خودت
همین
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 22:15
دیروزها را گشتیم به دنبال امروزها امروزها را گشتیم بدنبال فرداها ولی همه ی آنچه را که باید ببینیم ،امروز است همین ساعتها همین دقیقه ها و همین لحظه
نمیآید
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 22:15
و جهان را بنگرجهان رادر رخوتِ معصومانهی خواباشکه از خویش چه بیگانه است! ماه میگذرددر انتهای مدارِ سردش.ما ماندهایم وروزنمیآید. #احمد_شاملو
#مکث_امروز
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 22:15
#مکث_امروز ۱. سرطان که گرفت بیست و دو سالش بود. گفت دراز کشیده بودم کنار استخر خانه پدری، دیدم مختصر بادی دارد جایی که نباید داشته باشد. مسخره می کرد که اگر این پوست و استخوانی نبودم که هستم، امکان نداشت ببینم و الان اینجا نبودم. رفت دکتر و گفتند سرطان تخمدان. شیمی درمانی و این طرف و آن طرف. پوستم ک...
امید از دست رفته
-
تاریخ: 1396/11/29 ساعت: 2:04
چی بگم پر از حرفم و خالی از گفتن
معرفت.
-
تاریخ: 1396/11/29 ساعت: 2:04
کاش حداقل معرفت داشت میگفت اونو میخوام زندگی ما اینجور نمیشد .
بمانیم که چه!
-
تاریخ: 1396/11/29 ساعت: 2:04
سايه جان رفتني استيم بمانيم که چهزنده باشيم و همه روضه بخوانيم که چهدرس اين زندگي از بهر ندانستن ماستاين همه درس بخوانيم و ندانيم که چهخود رسيديم به ج